رادیولوژی کوهدشت
 




با توجه به اینکه منابع علمی،تخصصی به خاطرپیچیدگی های درک و فهم آنها کمتر در معرض نقادی ادبیات و نگارش قرار می گیرند بر نوع نگارش و جمله بندی آنها موثر بوده و در بسیاری مواقع به نگارش با مفهوم پایین می انجامندو و برای خوانندگان ایجاد دشواری می نمایند

ترجمه و تالیف از پایه های آموزش یک دانش به شمار می روند و بدون وجود این موارد آموزش دچار خلل می شود تا لیف نیازمند عواملی از جمله مهارت مولف و دانش، وی می باشد  علاوه بر دانش مناسب نویسنده بایستی به اصول نگارش صحیح متعهد باشد ادبیات نگارشی صحیح در یادگیری و رساندن مطلب به خواننده بسیار موثر و ارزشمند می باشد خواننده یک کتاب برای یافتن مورد دلخواه خود به دنبال نوشته ای می گردد که برایش به آسانی قابل فهم و با نوشتاری قانونمند همراه باشد .

ناهنجاریهای کلامی موجود در یک نوشتار تاثیر بدی در یادگیری برجای می گذارد و باعث فرسایش انگیزه ی خواننده برای آموختن می گردد.

دانش پرتونگاری از جمله دانشهای نوین به شمار می رود که با سرعتی امیدبخش به دنبال گشایش دریچه های تازه در علوم پزشکی می باشد

این نوشتار در پی آن است که نقدی باشد بر شیوه ی نوشتار و همچنین تناقض های فراوان موجود در کتب تالیفی دانش رادیولوژی .

                                                      نوع نوشتار

شیوه ی نگارش بسیاری از منابع امروزه ی ما در دانش رادیولوژی نامناسب و ملال آورند بطوریکه می توان به آسانی در یافت که نویسنده ی محترم آموخته ی خود از رادیولوژی را نتوانسته به خوبی در نوشتارش پیاده نماید

شما می توانید ترجمه ی نخست آقای گورابی از فیزیک کریستینسن را مشاهده نمایید که به هیچ وجه نمی تواند نیازهای یک دانشجو را برآورده نماید اما ایشان در ترجمه تازه ی خود بسیاری از نقایص آن ترجمه را رفع نموده و کتابی جامع و مناسب را به چاپ رسانده است

حال آنکه کتاب فیزیک بوشانگ ترجمه آقای اکبر زمانی و فیزیک ترجمه ی نجم آبادی از نوع نوشتار جامع تر و روان بهره مندند

این اشکالات نوشتاری با حجم کمتر در ترجمه های اطلس مریل خانم الهه ی جزایری به روشنی دیده می شوند

                                                          تناقضات

بی تردید دانشجویان و دانش آموختگان ارجمند دانش رادیولوژی هنگام مطالعه ی کتابهای در دسترس رادیو لوژی به تناقضات فراوانی برخورده اند و برای یادگیری آنهابا دشواری روبرو شده اند در ترجمه های گوناگون از منابع رادیولوژی در بیان علائم ،نشانه ها موارد زمان و درجه حرارت و حجم و...تناقضات فراوانی دیده می شود که می توان مثالهای فراوانی را بیان نمود از جمله در کتاب تاریکخانه این تنقاقضات دانشجو را دچار سر درگمی می نماید

خانم الهه ی جزایری میزان رطوبت تاریکخانه را 60-40درجه نوشته حال آنکه آقای قاسم بنی احمد آن را 65-30درجه می داند

در یک پروسسور 90ثانیه

نویسنده

درجه ظهور

درجه ثبوت

شستشو

خشک کن

انتقال فیــــــــــلم

مجموع زمان

آقای بنی احمد

26

15

15

10

10

76

خانم جزایری

22

22

20

26

------------

90

 

شما می توانید به راحتی تناقضات را ببینید و به حال و روز خواننده ای که می خواهد خود را برای آزمون کنکور آماده کند پی ببرید خواننده در اینجا سردر گم است که کدام منبع را برای امتحان باید بخواند ؟

آقای بنی احمد دمای داروی ظهور را  37-33درجه می نویسد حال آنکه به بیان خانم جزایری این دما 34-33درجه می باشد در کتاب آقای بنی احمد لامپ قرمز تاریکخانه 25وات و در کتاب خانم جزایری 15-7وات نوشته شده است

فاصله ی نور ایمنی تا سطح میز از نظر خانم جزایری 125سانتی متر و از نظر آقای جعفر ایزدی 122سانتی متر می باشد

در مورد طرز قرار گرفتن صفحه ی تشدید کننده در ماموگرافی خانم جزایری می گوید صفحه ی تشدید کننده در پشت فیلم قرار می گیرد و فیلم باید به منبع اشعه نزدیکتر باشد (ص66)اما آقای بنی احمد در پاسخ به پرسشهای کنکور سال 1387 می نویسد صفحه ی تشدید کننده در کاستهای ماموگرافی همیشه در روی فیلم قرار می گیرد (ص455مجموعه سئوالات کاردانی به کارشناسی )

آقای بنی احمد در پاسخ به یکی از پرسشها در همان کتاب (ص455)می گوید در PHبالا عمل سولفوریزاسیون رخ میدهد اما آقای ایزدی در درسنامه (ص239)می نویسد درصورتیکه PHاز 4 کمتر شود سولفوریزاسیون رخ می دهدو معتقد است که در PHبالا عمل سخت کننده ها محدود می شود

خانم جزایری تعداد اتمهای لازم در خال حساسیت را 4تا 10 می نویسد آقای گورابی 3تا 6

مقدار اشعه رسیده به فیلم در کتاب آقای گورابی یک جا  5درصد و جای دیگر 4-3درصد و در کتاب خانم جزایری 7-2درصد اعلام شده است

سئوال 8  درس تاریکخانه کنکور 1387 مطابق نظر آقای بنی احمد گزینه ی (ب)حال آنکه از نظر خانم جزایری گزینه ی (الف ) می باشد اینجا آنچه کارساز خواهد شد دست به دعا برداشتن است زیرا کسی که کتاب آقای بنی احمد را خوانده باید دعا کند آزمون طبق نظر ایشان تصحیح شود و آن دیگری دعا نماید که مطابق نظر خانم جزایری تصحیح گردد

همین تناقضات در دروس دیگر هم ملاحظه می شوند از جمله استخوان شناسی آقای نگهدار که مفصل زانو را از مفاصل کندیلی به حساب می آورد در حالیکه آقای مازیار آنرا جزءمفاصل لولایی می نویسد (ص275پاسخ به پرسشهای کنکور )

آقای نگهدار مفصل مچ دست در قسمت بین رادیوس و استخوانهای مچ را مفصل بیضی می نامد حال آنکه آقای مازیار (ص257)آنرا کندیلی می داند  آقای مازیار (ص463)متاکارپوفالانژیال را کندیلی اما آقای نگهدار آنرا بیضی می نامد

 

                                     اطلس مریل ترجمه ی خانم جزایری

در ترجمه های قارسی اطلس مریل خانم جزایری می توان حرکتی نو و امیدوار کننده را مشاهده نمود در این میان نقاط قوت و ضعف را می توان مورد بررسی قرا ر داد

نویسنده در تلاشی بسیار جالب و تحسین برانگیز در پی بهره بردن از واژه های سره ی پارسی  می باشد بطوریکه در نوشتار ایشان واژه های بسیاری از پارسی جایگزین واژه های مرسوم تازی شده است همین مورد نشان از یک دغدغه ی زیبای میهن دوستانه دارد اما در کنار این مهم گاهی زیاده روی هایی نیز مشاهده می شود به طوریکه به تولید واژه هایی نا ساز تازی می انجامد با انکه در نوشتار ایشان واژه های قدامی ، خلفی ،فوقانی و تحتانی جای خود را به زیبایی با واژه های پارسی جلویی ، پشتی، بالایی و پایینی عوض می کنند و رادیوس و النا زند زیرین و زند زبرین می شوند اما جای واژه ی لاتین سیمفیز را واژه ی ناساز ارتفاق پر می کندو یا به جای سوراخ ابتوراتور واژه ی سدادی می نشیند

اما در جاهای دیگر نیز نویسنده به به جای زایده ی ادنتویید واژه ی کله قندی استفاده می کند که معنی درست ادنتویید نمی باشد بلکه ادنتویید را دندانی گفته اند

اگر نویسنده در پایان کتابها واژه نامه ای را قرار می داد به فهم معنی برخی کلمات مانند بالشتک چربی و یا زائده ی آخرمی کمک می نمود

نویسنده با امانت داری خوب خود اطلس مریل را برگردان نموده است و در تلاش بوده که تکنیکها را به خوبی به زبان پارسی برگردان نماید و در این کار تا حدود زیادی موفق بوده است  و این موفقیت چنان است که برخی کاستی ها را کم اهمیت می نماید

شاید کم توجهی نوسنده به فنون نگارشی از کاستی های مطرح شده باشد بای مثال این جمله آورده می شود :

ص 122 تکنیک 1

تغییرات مشخص رادیو لوژیک در مراحل اولیه روماتیسم به صورت تغییرات قرینه و به مقدار کم در لبه ی استخوان درگیر به طرف کپسول مفصلی در انتهای پروگزیمال اولین بند چهارمین انگشت دیده می شود

در این جمله نویسنده دچار اطناب شده است بطوریکه خواننده برای درک مفهوم جمله و یادگیری آن با مشکل جدی روبرو می شود

ص118 در توضیح نمای کالن:

در حالت PA،مفاصل بند انگشتی _کف دستی به اندازه ی 75-80درجه در حالیکه نوک انگشتان در تماس با گیرنده تصویر هستند می چرخد .دست به اندازه ی 40 تا 45درجه به طرف سطح زند زیرین چرخش پیدا می کند سپس دست 40 تا 45 درجه به طرف جلو چرخیده تا مفصل مورد نظر در پشت بند انگشت پروگزیمال قرار بگیرد

توضیحی گنگ نامفهوم و بدون داشتن تصویری از نمای مورد نظر

همچنین به این جمله ی نامفهوم در ص348 کتاب تکنیک مربوط به روده ها توجه فرمایید :

گاز روده که در نمای APبه علت حرکت در نمای PA روی آن قرار گرفته است

در نمای APبه علت حرکت در نمای PA جمله ای نارسا می باشد و در نمای PAروی آن(کدام آن ؟)قرار گرفته است

ص178تکنیک 1

به لبه ی زائده ی اخرمی که از حفره ی گلنویید خارج می شود تابش می گردد

اگر بخواهیم این جمله را معنی کنیم بدین صورت خواهد بود که لبه ی زائده ی آخرمی از حفره ی گلنوئید خارج می شود

در حالیکه منظور مترجم این است که اشعه به لبه ی زایده آخرمی (آکرومیون)تابش می شود و از حفره ی گلنوئید خارج می گردد.

ص135 آخرین سطر سمت راست:

و اشعه ی مرکزی به طور عمود بر ناحیه ی انتهای آغازین پایه ی اولین استخوان کف دست بتاید

انتهای آغازین پایه اولین بسیار بیجا و بد نگارش می باشد

ص314

طول بلند گردن رانها موازی با سطح گیرنده ی تصویر قرار بگیرد جمله ای نارسا می باشد که می توان به جای آن نوشت گردن رانها در بلندترین اندازه ی خود با سطح گیرنده تصویر موازی گردند مترجم این جمله را از اصل لاتین آن لفظ به لفظ ترجمه کرده است و به شکل نگارشی پارسی آن توجه نکرده است

Place the long axis of the femoral necks parallel with the plane of the …

 اگربه این جمله دقت کنید در می یابید که گیج کننده است و رغبت خواننده برای درک آن  را از بین می برد

سر بیمار را طوری تنظیم کنید که وسط گیرنده به اندازه ی5/2سانتی متر در یک طرف از خط وسط سر در سطح سوراخ گوش باشد جلد دوم ص32

این گفتار نه تنها به معنای زیر سوال بردن کار ارجمند خانم جزایری نمی باشد بلکه به پربارشدن آن کمک می کند

در کتاب تاریکخانه ترجمه خانم جزایری ما با نگارشی تازه روبرو هستیم که به زیبایی تمام جوانب کار را سنجیده است حتی جنبه های روانی خواننده را نیز در نظر گرفته است حجم پایین فصلها یکی از موارد ی که موجب تقویت روحی خواننده می شود در عین حال مطلب را به طور کامل در این فصول گنجانده است

 از موارد مثبت کتاب این است که با آغاز خواندن کتاب خود را در صفحه ی 18 کتاب می بینید این کار زیبا هر چند شاید در آغاز به چشم نیاید اما تاثیری بسیار عالی بر روحیه ی خواننده می گذارد

خواننده با مطالعه ی کتاب خانم جزایری خود را گرفتار فصول طولانی نخواهد دید

در این کتاب از خط نوشتاری زیبایی بهره برده شده است و تصاویر متناسب با متن و بسیار بجا بکار گرفته شده است این در حالی است که در کتب دیگر حجم زیادی از مطالب در یک صفحه (بصورت دو ردیفی) جای می گرفت و همین موضوع زیبایی کار را دو چندان می نماید

اصل موضوع به دور از زیاده گویی و تکرار در این کتاب به زیبایی شرح داده شده است  خواننده تا پایان احساس می کند که در حال خواندن یک رمان زیبا و دوست داشتنی می باشد و ترتیب قرار گرفتن فصلها و ارتباط آنها با هم به خوبی لحاظ شده است و با ورود به فصل بعد ناگفته ای از فصل قبل باقی نمی ماند

تصاویر کتاب بسیار زیبا و مربوط می باشند طرح روی جلد آن نشان از سلیقه ی بسیار خوب و هنرمندانه دارد مطالب به روز و تازه می باشد

از اینرو ورود خانم جزایری با این اثر ات ارجمند به دنیای رادیولوژی را باید به فال نیک گرفت و چشم به راه اثرات خوبتری در آینده نیز بود

و در پایان پیشنهاد می شود بزرگان  عرصه ی رادیولوژی  اعم از مولفان،اساتیدومدرسان مطرح و تاثیرگذار طی چند جلسه با همدیگر تناقضات پیش آمده را رفع نموده و از کلافگی مخاطبان خود بکاهند همچنین کتب تالیفی رادیولوژی قبل از انتشار به تایید یک گروه علمی که برای همین موضوع تعیین شده اند رسانده شود و نقایص نگارشی و دانشی آن رفع و سپس روانه ی بازار نشر شوند


برچسب‌ها: رادیولوژی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 توسط سیروس علیپور
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ